بسم الرب الناس

*مقایسه معیارهای انسانیت(فلسفه های اومانیسمی)در مکاتب جدید و مکتب اسلام                                       

1-علم:مکاتبی در جهان به وجود آمدند که علم را معیار انسانیت معرفی کردند به طوری که گفتند هر اندازه که انسان آگاهی و دانش بیشتری پیدا کند ،انسان تر است و هر اندازه که از علم و دانش بی بهره تر باشد،از انسانیت بی بهره تر است.بنابراین دانش آموز کلاس اولی، از کسی که هنوز به مدرسه نرفته انسان تر است.دانش آموز کلاس دوم از دانش آموز کلاس اول انسان تر است و همین طور...در دوره دانشگاه هم دانشجویی که سال آخر را طی میکند از دانشجویی که سال ماقبل آخر را طی میکند انسان تر است.در میان علما و دانشمندان نیز هرکدام که معلوماتش بیشتر است انسان تر است.آیا اینکه علم و دانش معیار انسانیت است و تنها معیار هم هست،میتواند مورد قبول واقع شود؟آیا شما انسان ها را بر اساس دانششان ستایش یا نکوهش میکنید؟ابوذر را که شما ستایش میکنید آیا به دلیل این است که دانش ابوذر از دانش شما و از دانش انسان های زمان خودش بیشتر بوده است؟اینکه معاویه مورد نکوهش است و برعکس،ابوذر مورد ستایش شماست آیا به دلیل این است که شما حساب کرده اید و دیدید معلومات ابوذر از معاویه بیشتر است؟ با این وجود امام علی(ع) از لحاظ علم نیز در رتبه اعلایی قرار داشت.

علم امام علی(ع): سخنان امام علی(که در پایین به مواردی اشاره خواهیم کرد) نشان داده که واقعا انسان دانا و دانشمند و حکیمی بوده است به طوریکه پیامبر ایشان را باب علم خود معرفی کرد و فرمود:"من شهر علم هستم و علی در آن است."(منبع حدیث در غایه العلم،باب29می باشد.)

2-انسان دوستی:مکتب هایی به وجود آمد که گفتند معیار انسانیت محبت و انسان دوستی است.پس اگر کسی خلق و خوی اش براساس انسان دوستی بود انسان است.به عبارت دیگر به سرنوشت دیگران همانقدر اندیشیدن که به سرنوشت خود و بلکه به سرنوشت دیگران بیشتر از سرنوشت خود اندیشیدن را معیار انسانیت می دانند.در منطق دین،اسم این را"ایثار"می گذارند.که در احادیث معتبر ما نیز به این اشاره شده است به طوری که امام علی می فرماید:"برای دیگران همان را بخواه که برای خود می خواهی و برای او همان را نپسند که برای خود نمی پسندی"(منبع حدیث:نهج البلاغه فیض الاسلام،نامه31) حال آیا محبت به تنهایی برای معیار انسان بودن کافی هست یا نه؟ اگر از ما بپرسند ابوذر(یکی از مریدان امام علی) را که شما بر معاویه ترجیح میدهید،چرا ترجیح میدهید؟دیدیم در مورد اول(علم) که معیار بهتر بودن را علم و دانش صرف میدانست،این ترجیح ما جور در نمی آید ولی با معیار دوم که انسان دوستی است یک مقدار این مسئله حل می شود.میگوییم:معاویه انسانی بود که فقط در فکر خودش بود و برای خودش فعالیت می کرد و انسان های دیگر را برای اشباع جاه طلبی های خود به زور استثمار کرده بود،پس او یک موجود خودخواه،خود پسند و خودپرست بود.ولی ابوذر(یکی از مریدان امام علی) برعکس معاویه بود به طوری که با وجود اینکه همه امکانات برایش فراهم بود و معاویه حاضر بود بهترین شرایط زندگی را برایش فراهم کند ولی به خاطر اینکه معاویه حقوق مردم را پامال کرده بود، با معاویه به مبارزه برخواست و سرانجام در تبعیدگاه ربذه در غربت جان داد.

نکته:

در مورد انسان دوستی باید گفت که:همیشه خوبی و بدی در دنیا وجود داشته است که کاملا در تضاد با هم میباشند و بشر ارایه دهنده این دو صفت در جامعه بوده است یعنی آدم هایی به عنوان"آدم خوب" و برعکس آدمهایی به عنوان"آدم بد" وجود داشته است که انسان بر اساس فطرت،" آدم خوب " که ارایه دهنده خوبی در جامعه است را دوست دارد و نسبت به "انسان بد" نفرت دارد،لذا هر شخصی انسان ها را بر اساس صفاتشان دوست خواهد داشت و ما نیز امام علی را به خاطر صفات خوبی که داشت و از بدی دوری می جست دوست داریم(دوست داشتن امام علی باید منجر ارایه عملکرد وی توسط پیروان یعنی شیعیان در جامعه شود).

3-اراده:مکتب هایی به وجود آمدند که گفتند:معیار انسانیت اراده است،اراده ی مسلط کننده ی انسان بر نفس خود.به عبارتی تسلط انسان است بر خود،بر نفس خود،بر اعصاب خود،بر غرایز حیوانی خود و بر شهوات خود.باز بر اساس این معیار،ما امام علی را مرد خدا(انسان کامل) میدانیم چون در دو جبهه،از همه انسان تر بود:یکی جبهه بیرونی،اجتماعی و میدان های مبارزه که همه ی دشمنان خدا را به خاک می افکند و از آن مهمتر،جبهه درون خودش که برخودش مسلط بود،اراده اش بر هر میلی،بر هر شهوتی،بر هر اندیشه ای حاکم بود.داستانی را مولوی در مثنوی درمورد امام علی آورده که:امام یک جوان بیست و پنج ساله بود و دشمن بسیار نیرومند خود را به خاک افکند،میرود روی سینه اش می نشیند تا سرش را از بدن جدا کند.او به علی(ع)تف می اندازد.طبعا علی ناراحت می شود. موقتا از بریدن سر او صرف نظر می کند.

چند لحظه ای قدم می زند،بعد برمیگردد.دشمن میگوید:چرا رفتی؟می گوید:برای اینکه اگر در آن حال سر تورا بریده بودم،به حکم خشم خودم بریده بودم نه برای انجام وظیفه ام و نه در راه هدفم و نه در راه خدا.لذا امام علی(ع) بر خودش، بر خشم خودش،بر رضای خودش مسلط بود و اراده ای محکم داشت.

4-آزادی:معیار دیگر برای انسانیت،آزادی است.یعنی چه؟یعنی انسان آن اندازه انسان است که هیچ جبری را تحمل نکند،محکوم و اسیر هیچ قدرتی نباشد،همه چیز را خودش آزادانه انتخاب کند.می دانید که در مکتب های جدید روی آزادی به                                                                          

عنوان معیاری از معیارهای انسانی،بیشتر تکیه میشود،یعنی به هر اندازه که فرد بتواند آزاد زیست کند،به همان اندازه انسان است.پس آزادی معیار انسانیت است.این نظریه هم مانند سه نظریه بالا هم درست است و هم نادرست،یعنی به عنوان جزئی از انسانیت انسان درست است ولی به عنوان این که تمام معیار انسانیت باشد درست نیست.از نظر اسلام همان طور که بر علم و دانش ،محبت و تسلط بر نفس تقدیس شده،آزادی هم تقدیس شده است.اسلام عجیب است! و در همه موارد حرفش را گفته است.در نهج البلاغه در وصیتنامه ای که علی(ع) به فرزندش امام حسن نوشته،آمده است:"خودت را،جان خویش را از هر کار پستی برتر بدار،تن به کار پست مده که جان تو بالاتر از کارهای پست است،به جای آنچه که از جان خودت در مقابل شهوات می پردازی،چیزی دریافت نمی کنی.آنچه که از شرف خودت،از جان خویش در ازای یک میل و شهوت می پردازی،عوض ندارد."تا آنجا که میفرماید:"هرگز خودت را بنده دیگری مساز که خدا تو را آزاد آفریده است."(منبع در نهج البلاغه فیض الاسلام،نامه31)                                                           

نکته:

در مورد آزادی باید گفت:هر شخصی که بتواند آزادی معنوی را بر نفس خودش مسلط کند یعنی اینکه بتواند بر شهوات حیوانی و کلیه رزیلت های اخلاقی خود مسلط باشد در نتیجه قادر خواهد بود آزادی اجتماعی را در جامعه برقرار کند ولی در صورتی که شخص بر خواسته های حیوانی نفس خود از جمله منفعت طلبی،خود پسندی،تکبر،قدرت طلبی،شهرت و... مسلط نباشد در نتیجه قادر به برقراری آزادی اجتماعی در جامعه نخواهد شد.

نتیجه:معیارهای علم،انسان دوستی،اراده،آزادی و...که در مکاتب اومانیسمی(انسان گرایی) هر کدام جداگانه معیار انسانیت به شمار رفته است،در اسلام هر کدام به عنوان جزئی از معیارهای انسانیت به شمار رفته اند به طوری که اسلام انسانی را انسان کامل می داند که همه معیار های بالا و معیارهای انسانی دیگری که در این نشریه مجال بحث روی آنها نبود را دارا باشد.امام علی(ع) که یک شخصیت برجسته اسلامی است همه معیارهای انسانی را داشته است لذا می توان ایشان را بهترین الگو در تاریخ ،بعد از حضرت محمد(ص) برای داشتن دنیایی عاری از بدی به شمار آورد.

 *امید است گوشه کوچکی از ویژگی های انسانی اسلام،در قالب سیرت و شخصیت حضرت علی،در قالب این متن ذکر شده باشد.                       *منبع :برگرفته از کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مطهری

            *جمع آوری شده: توسط جمعی از محبان حضرت علی(ع)

 

*ولادت با سعادت این انسان کامل،مولای آزادگان عالم و الگوی همه مسلمانان و حق جویان عالم یعنی،حضرت علی(ع) مبارک باد.